من هوم هستم
 
در کتاب زند چنين آمده است : يک روز بامداد که زرتشت به کار آراستن و آماده کردن آتش سرگرم بود مسافری شاخه ای از گياه مرا به عنوان ره آورد سفر تقديم وی نمود. همين که زرتشت مرا ديد شناخت و اززيبايي و فايده مندی من حيران گشت . با خود گفت : اين گياه برای زندگانی خوش و سلامت تن و طول عمر آفريده شده. آنگاه روی به من نمود و پرسيد نامت چيست؟ گفتم مرا هوم می نامند و او از آشنايي من خشنود  گشت . سپس دوباره پرسيد برای اولين بار چه کسی تو را شناخت و شيره تو را فشرد ؟ گفتم برای اولين بار مرا ديونگهان پدر جمشيد شناخت و برای نوشيدن آماده نمود. ايرانيان قديم معتقد بودند عصاره من روح را فرح می بخشد و ذهن را طرب .
پس من اولين گياهی هستم که در اين جهان برای انسان خود را نمايان کرده است. پيش از من گندم بر حضرت آدم و حوا در بهشت خود را  بشناساند ولی در روی زمين  قبل از اين گياهی خود را بر انسان آشکار ننموده بود. در نزد زرتشتيان و ايرانيان قديم گياهی مقدس تر از من نبوده است و من اولين گياهی  داروي ام که در جهان شناخته شدم . در کاتب اوستا از من ياد شده است
من متنوعم نوع بزرگ من در سيستان به شکل خودرو بعمل می آيد و در کنار راه زاهدان در مسير جاده زياد ديده می شود و بوميان به من هوموک می گويند اما در آيين برهمن مرا ويد ناميده ا ند
اهالی شمال ايران منجيل دامغان يزد کوير لوت و سرحدات شرقی ايران به من ريشه بز می گويند عصاره من برونشيت را معالجه می کند تنگ نفس و سرفه را تسکين می دهد و حساسيت را آرام می کند جوشانده ام برای رفع عوارض روماتيسم مفيد است .
من ماده موثر افدرين را با خود حمل می کنم به آن آدرنالين گياهی  لقب داده اند افدرين اثر تنگ گنند مجاری عروقی ، افزايش فشار خون باز کننده مردمک چشم و اثر قطعی در رفع عوارض تنگی نفس دارد پس من می توانم بازگرداننده حيا باشم.